مؤلف مجهول / قدرى
مقدمه 35
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )
حد بيان رويدادها ، بدون پرداختن به جزييات است . اساسا مورخان عصر صفوى چندان توجهى به حوادث و وقايع جنوب ايران از خود نشان ندادهاند و يا بهتر بگوييم به دليل سيطره دراز مدت پرتغالىها و حكومتهاى محلى در جنوب ايران ، مورخان عصر صفوى اطلاع كافى از مسائل اين منطقه نداشتهاند . از اين رو در نوشتههاى آنان كمتر اشارهاى به حيات سياسى - اجتماعى جنوب رفته است . آغاز توجه مورخان عصر صفوى به مسائل خليج فارس همزمان با درگيرى ايران با پرتغال بود و حتى طى اين دوره نيز اخبار مندرج در كتابهاى تاريخى عصر صفوى به قدرى سطحى و گذراست كه مىتوان آنها را ناديده گرفت . علاوه بر اين ، اهميت تحولات سياسى غرب و شرق ايران - عثمانىها و ازبكان - و بذل توجه شديد حاكميت سياسى به اين دو جبههء مهم باعث شد كه مسألهء خليج فارس و تجارت دريايى تا زمان شاه عباس اول چندان كه شايد و بايد مورد توجه پادشاهان صفوى قرار نگيرد . از اين رو مورخان ايرانى قرن دهم ، كمترين اطلاعى نسبت به مسائل خليج فارس به دست نداده و مورخان قرن يازدهم تنها به ذكر مختصرى از تصرفات شاه عباس در بحرين ، هرموز و عمان پرداخته و علاقهاى به تشريح جزئيات از خود نشان ندادهاند . تنها منبع اطلاع ما طى اين دو قرن ، سفرنامههاى اروپائيان و اسناد و مدارك پرتغالىهاست كه بخش مهمى از آنها هنوز ترجمه نشده و يا اينكه دستيابى به آنها چندان ساده نيست . از آنجا كه تكيه بيش از حد به اطلاعات بيگانگان باعث يكسونگرى در تاريخ مىگردد ، از اينرو معرفى منابع داخلى بيش از پيش ضرورى مىنمايد . جروننامه از لحاظ محتوايى داراى سه بخش است : بخش اول : آن كه شامل رويدادها و حوادث پيرامون فتح قشم است در مقايسه با جنگنامهء كشم اهميت كمترى دارد و اشتباهاتى اندك نيز در آن به چشم مىخورد كه در بخش پيشين مورد بررسى قرار گرفت . تنها موضوعى كه در جروننامه مفصلتر از جنگنامهء كشم بررسى شده جزئيات حملهء نيروهاى ايرانى به بخشهاى جنوبى خليج فارس در ساحل عمان است كه در ديگر منابع كمتر ديده مىشود . شاعر ، فرمانده ايرانى را به نام